دوران خوشگذرونی به پایان رسید و من برگشتم به شهر غربت خودمون !
خب...از کجا شروع کنم 
در کل مسافرت خوبی بود...جای هر کسی که دوست داره خالی
( خب ممکنه یکی دوست نداشته باشه بیاد دبی
زور که نیست ! )
ما وقتی میریم دبی خیلی کم پیش میاد که جاهای تفریحی بریم چون معمولا یکی از اعضای خانواده غایبه
( این دفعه داداش عزیزم باهامون نبود ) و این باعث میشد که قید تفریح و جاهای دیدنی رو بزنیم چون با این وضعیت همش باید یاد اونی باشیم که نیست مخصوصا مامان
که توی همچین وضعیتی اصلا بهشون خوش نمیگذره
این شد که ما هم همش دنبال خرید بودیم
از خدا خواسته
البته همچین هم از خدا خواسته نیست چون ماها زیاد هم اهل خرید نیستیم...من که خیلی کم
چی بشه به زور مامان و یایا برام لباس انتخاب کنند و بخرن
من فقط خرید لوازم آرایشی ٬ عطریجات
و بدلیجات رو دوست دارم
(عطریجات و بدلیجات بر وزن سبزیجات هستند ؟
) که خب این هم از بس کلکسیون جمع کردم اشباع شدم یعنی یه جورایی هم توی ترک هستم جوری که مامان یه چیزی میدید و بهم میگفت اینو نمیخوای
میگفتم نه و سریع از اونجا دور میشدم
چون میدونستم اگه صبر کنم وسوسه میشم !
با این اوصاف هر پاساژی رو ۲-۳ بار رفتیم
مخصوصا " امارات مال " که فقط ۴-۵ بارش رو من بودم
حالا قبل از رفتنم مامان و یایا چند بار رفتن اونجا بماند
یه روز هم با مامان رفتم دوست جونم رو دیدم
کلی با هم حرف زدیم و اختلاط کردیم ( تقریبا ۲ ساعت یک نفس
حرف زدیم
) کلی بهمون خوش گذشت ...کلی هم مامان از من تعریف و تمجید کرد

نتونستم زیاد عکس بگیرم ٬ یعنی احساس میکردم سوژه ها تکراریه برای عکاسی
یه چند تایی عکس گرفتم که آخر پست میذارمشون واسه اون عده از دوستانی که گفتن عکس بذار
یه خبر تازه هم اینکه ما دو تا مهمون کوچولو داریم
خیلی ناز و دوست داشتنی هستن
عکسشون رو میذارم اما حدس اینکه این دو تا مهمون کوچولو چه نسبتی با من دارن با خودتون
به برنده جایزه ای ارزنده تعلق نمیگیره
( رونیکا جان به تو یه هدیه ارزنده میدم
لو ندی جواب مسابقه رو
)
در آخر اینکه ممنونم از همه دوستانی که این مدت یادم بودن و فراموشم نکردن
دوستتون دارم ٬ هر کدوم رو همونقدر که باید !
عکس ها :
۱) نمایی از منظره جلوی خونمون ۱ ۲ ۳ ۴
روز اولی که وارد این خونه شدیم دریا به خوبی دیده میشد...اما الان مابین ساختمونا به زحمت میشه دریا رو دید
۲) داشتم در جوار اجاق گاز عزیز
از وجود اینترنت بهرمند میشدم که این آقاهه پشت شیشه ظاهر شد
به همه کاری مشغول هستند غیر از شیشه تمیز کردن
۳) اینجا هم یه جایی بود که مثلا از کشورهای مختلف اونجا غرفه داشتند
غرفه ایرانیش که عالی بود
هم موسیقی زنده داشت هم یه عالمه خوراکی های خوشمزه
من هم که مدتی بود هوس شور
کرده بودم تونستم اونجا این هوس رو سرکوب کنم
فقط غرفه مجارستان مایه آبروریزی بود
جای خالی صنایع دستی مجارستان و مجاری ها رو چند تا فروشنده چینی با یک سری اجناس واقعا بدرد نخور پر کرده بودند
این هم از این چرخ فلک هایی که من رو یاد بچگیم انداخت 
۴) اون دفعه که عکس باربی با حجاب رو توی وبلاگم گذاشته بودم
حالا این دفعه این آقا خرسه رو با پوشش عربی ببینید 
۵) این هم دو تا مهمون کوچولومون
مهمون که نه
کم کم دارن صابخونه میشن


کل بازدیدها: